کشی کردن
مترادفها
کشیدن
لغت نامه دهخدا
کشی کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غَنج. شَمر. ( تاج المصادر بیهقی ). ناز کردن در رفتار.
فرهنگ فارسی
شمر. غنج. ناز کردن در رفتار
کشیدن
کشی کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غَنج. شَمر. ( تاج المصادر بیهقی ). ناز کردن در رفتار.
شمر. غنج. ناز کردن در رفتار