لغت نامه دهخدا
خواننده کردن. [ خوا / خا ن َن ْ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اقراء. ( تاج المصادر بیهقی ).
خواننده کردن. [ خوا / خا ن َن ْ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اقراء. ( تاج المصادر بیهقی ).
اقرائ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضبط و نشر صوتها یا رکورد و ریپروداکشن کردن صداها یا بازنویسی و بازسازی آواها ثبت الکتریکی یا مکانیکی و تولید مجدد صوتهایی مانند: گفتهها، خوانندگی یک خواننده یا صوتهای نواخته از سازها است. تا به امروز دو روش برای ضبطِ صوتها پدید آمده که یکی به ضبط آنالوگ و دیگری به ضبط دیجیتال شناخته شده است.
💡 داستان فلَش، داستانک یا داستان کوتاه، قالبی در داستاننویسی است که در چند خط یا حداکثر یک صفحه نوشته میشود و در پی یک کشف ضربهزننده است. این کشف میتواند غافلگیر کردن خواننده و ایجاد شوک، شوخی یا نمایش لحظهای زیبا باشد.