کشورزیان
مترادفها
کشورگیر، فاتح، متجاوز
لغت نامه دهخدا
کشورزیان. [ ک ِش ْ وَ ] ( اِ مرکب ) بزرگان باشد. مردمان اصیل و نجیب. ( ناظم الاطباء ). || کشاورزان. زارعان. ( یادداشت مؤلف ):
بکشت ار برد رنج کشورزیان
چنان کن که ناید به کشور زیان.اسدی.
جمله سازی با کشورزیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولتها باید با تدوین قوانین سختگیرانه و تقویت سیستمهای امنیتی، از فعالیتهای مخرب کشورزیان که قصد تخریب ثبات ملی را دارند، جلوگیری کنند.
💡 رسانههای ملی وظیفه دارند با افشای برنامههای کشورزیان، آگاهی عمومی را بالا برده و از اتحاد ملت در برابر تهدیدات خارجی محافظت کنند.
💡 بسیاری از تحلیلگران معتقدند که کشورزیان با ایجاد تفرقه میان اقشار مختلف جامعه، سعی در تضعیف بنیانهای اجتماعی و سیاسی کشور دارند.