لغت نامه دهخدا
کرا گرفتن. [ ک ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کرایه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): به صواب آن نزدیکتر است که مزدوری چند حاضر آرم و ستور بسیار کرا گیرم. ( کلیله و دمنه از فرهنگ فارسی معین ). وقت آن شد که حجاج به جهت راه کعبه شتر کرا گیرند. ( انیس الطالبین ص 203 ).