ژولانیدن
مترادفها
تاختن، یورش بردن، شتابیدن
متضادها
آرام گرفتن، متوقف شدن، سکون
لغت نامه دهخدا
ژولانیدن. [ دَ ] ( مص ) پریشان کردن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. ) آشفته کردن.
ویکی واژه
آشفته کردن.
تاختن، یورش بردن، شتابیدن
آرام گرفتن، متوقف شدن، سکون
ژولانیدن. [ دَ ] ( مص ) پریشان کردن.
(دَ ) (مص م. ) آشفته کردن.
آشفته کردن.