چیر گرداندن

لغت نامه دهخدا

چیرگرداندن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) چیرگی دادن. مسلط ساختن. پیروز گردانیدن. تسلط دادن:
نفس خود بر خود مگردان چیر تو
زود او را بازگیر از شیر تو.مولوی.

فرهنگ فارسی

چیرگی دادن. مسلط ساختن. پیروز گردانیدن. تسلط دادن.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز