لغت نامه دهخدا
( چنگ آب دادن ) چنگ آب دادن. [ چ َ دَ ]( مص مرکب ) چنگ تیز کردن. چنگ قوی کردن:
زمانه بزهر آب داده ست چنگ
بدرد دل شیر و چرم پلنگ.فردوسی.
( چنگ آب دادن ) چنگ آب دادن. [ چ َ دَ ]( مص مرکب ) چنگ تیز کردن. چنگ قوی کردن:
زمانه بزهر آب داده ست چنگ
بدرد دل شیر و چرم پلنگ.فردوسی.
( چنگ آب دادن ) خرچنگ را نامند و بتازی سرطان گویند.