چراماندن
مترادفها
روشن کردن چراغ
لغت نامه دهخدا
چراماندن. [ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) اجازه چریدن دادن. || بچرا واگذاشتن چارپایان را. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با چراماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قبل از اینکه از خانه خارج شویم، باید حتماً دقت کنیم که با چراماندن چراغهای اصلی، از مصرف بیهوده انرژی برق در طول روز جلوگیری کنیم.
💡 او با عجله وارد اتاق شد و با چراماندن سریع کلید برق، سعی کرد تاریکی مطلق محیط را با نور شدید لامپهای سقفی از بین ببرد.
💡 عملیات چراماندن چراغهای نگهبانی در ساعت مشخصی از شب آغاز میشد تا امنیت کل منطقه در برابر نفوذ افراد ناشناس تضمین شود.