لغت نامه دهخدا
چابوک دست.[ دَ ] ( ص مرکب ) چابکدست. ماهر. تردست:
چه چابوک دستی است بازی سگال
که در پرده داند نمودن خیال.اسدی ( گرشاسبنامه ).
چابوک دست.[ دَ ] ( ص مرکب ) چابکدست. ماهر. تردست:
چه چابوک دستی است بازی سگال
که در پرده داند نمودن خیال.اسدی ( گرشاسبنامه ).