پیچ افتادن

لغت نامه دهخدا

پیچ افتادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) (... در کاری )؛ مشکلاتی در راه برآمدن آن پیش آمدن؛ گره خوردن. جور نشدن. || (... در رسنی، یا نخی )؛ گره خوردن آن.درهم شدن آن. || (... در امعاء )؛ پیچیدن روده ها. حرکت کردن روده ها از جای اصلی. || (... در معده )؛ از حال طبیعی بگشتن آن:
گر افتد بیک لقمه در روده پیچ
برآید همه عمر نادان بهیچ.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیچ افتادن در امعائ. پیچیدن روده ها حرکت کردن روده ها از جای اصلی.یا پیچ افتادن در کاری.مشکلاتی در راه انجام یافتن آن پیش آمدن.گره خوردن. یا پیچ افتادن در رسنیا نخی.گره خوردن آندر هم شدن آن. یا پیچ افتادن در معده.از حال طبیعی بگشتن آن: گر افتد بیک لقمه در معده پیچ بر آید همه عمر نادان بیهچ. ( لغ. )

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز