یکی از مهمترین معانی این واژه، علمی یا دانشی است که انسان در دوران پیری فرا میگیرد و پس از سالها تجربه و زندگی به آن دست پیدا میکند. در این معنا، «پیرآموز» اشاره به آموختنی دارد که در سنین بالا حاصل میشود و معمولاً با پختگی، تجربه و شناخت عمیق همراه است. معنای دیگر این واژه به چیزی مربوط میشود که پیران و سالخوردگان آن را به دیگران آموزش میدهند و از راه تجربههای فراوان زندگی به نسلهای بعد منتقل میکنند. در ادبیات فارسی، پیران اغلب نماد خرد، دانایی و تجربهاند و به همین دلیل واژه «پیرآموز» حالتی حکیمانه و اندرزگونه دارد. همچنین این واژه گاهی برای توصیف سخنان، فنون یا حتی افسونها و حیلههایی به کار رفته است که از پیران آموخته شده باشد؛ همانگونه که در شعر نظامی آمده است: «خواند بر شه فسون پیرآموز»، یعنی افسون و نیرنگی که از پیران و افراد کارآزموده فرا گرفته شده بود. در برخی فرهنگهای لغت، «پیرآموز» به شخص یا چیزی نیز گفته میشود که از پیر و استاد سالخورده تعلیم دیده باشد و آثار تجربه و آموزش عمیق در آن دیده شود. این واژه در مجموع مفهومی آمیخته با تجربه، خرد، تعلیم و آگاهی دارد و نشان میدهد که دانش و مهارت تنها از راه جوانی و تحصیل رسمی به دست نمیآید، بلکه گاهی ارزشمندترین آموختهها نتیجه سالها زندگی، مشاهده و تجربه انسان هستند. بنابراین، این اصطلاح واژهای است که هم به دانشی آموختهشده در پیری اشاره دارد و هم به آموزشها و تجربههایی که از پیران و خردمندان به دیگران منتقل میشود.
پیر اموز
لغت نامه دهخدا
( پیرآموز ) پیرآموز. ( اِ مرکب ) علمی که کسی در زمان پیری بیاموزد. ( آنندراج ). || ( ن مف مرکب ) که از پیر آموخته باشد. که پیر تعلیم دهد:
در مکافات آن جهان افروز
خواند بر شه فسون پیرآموز.نظامی.
فرهنگ فارسی
( پیر آموز ) ( صفت ) آنچه پیران بدیگران آموزند. پیر آموخته: در مکافات آن جهان افروز ( کنیزک زیبای ابیه ) - خواند( پیر زن مکار ) بر شه فسون پیر آموز.
علمی که کسی در زمان پیری باموزد