لغت نامه دهخدا
پولاددرع. [ لادْ، دِ ]( ص مرکب ) که زره پولادین دارد. مرد قوی:
ز پولاددرعان الماس تیغ
بسی کشت و هم کشته شد ای دریغ.نظامی.
پولاددرع. [ لادْ، دِ ]( ص مرکب ) که زره پولادین دارد. مرد قوی:
ز پولاددرعان الماس تیغ
بسی کشت و هم کشته شد ای دریغ.نظامی.
آن که زرهِ پولادین دارد: ز پولاددرعان پولاد تیغ / بسی کُشت و هم کُشته شد ای دریغ (نظامی۵: ۹۷۰ ).
۲ ( اسم ۱ )- آنکه زره پولادین دارد فولاد زره. ۲- مرد قوی نیرومند: ز پولاد درعان الماس تیغ بسیکشت و هم کشته شد ای دریغ. ( نظامی )