پشتک زدن
مترادفها
پشتک زدن، وارو زدن
لغت نامه دهخدا
پشتک زدن. [ پ ُ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جستن شناوران به آب یا ورزشکاران بر زمین بدانگونه که در هوا بطول یکبار بگرد خود گردیده باشند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) معلق زدن.
جمله سازی با پشتک زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن ورزشکار جوان با مهارت بسیار بالا، توانست در هنگام اجرای نمایشهای آکروباتیک، چندین پشتک زدن متوالی را بدون هیچگونه خطایی روی زمین اجرا کند.
💡 بچهها با هیجان زیاد در حیاط پارک مشغول بازی بودند و یکی از آنها مدام با پشتک زدن، سعی در جلب توجه دوستانش داشت.
💡 تمرینات سنگین ژیمناستیک شامل حرکات پیچیدهای مانند پشتک زدن است که نیاز به قدرت بدنی بسیار زیاد و تمرکز ذهنی بالا دارد.