پاکدیده
مترادفها
پاکدامن، پاکمنش
متضادها
ناپاک، آلوده، پلید
لغت نامه دهخدا
پاکدیده. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پاک چشم. که به ریبت در محارم دیگران نبیند.
پاکدامن، پاکمنش
ناپاک، آلوده، پلید
پاکدیده. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پاک چشم. که به ریبت در محارم دیگران نبیند.