پاکدیده
مترادفها
پاکدامن، پاکمنش
متضادها
ناپاک، آلوده، پلید
لغت نامه دهخدا
پاکدیده. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پاک چشم. که به ریبت در محارم دیگران نبیند.
جمله سازی با پاکدیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، توصیف یک زن پاکدیده که با عفت و وقار زندگی میکند، همواره نشانهای از بزرگی شخصیت و کرامت انسانی او در میان جامعه بوده است.
💡 او با داشتن نگاهی پاکدیده به جهان، توانست از میان تمام وسوسههای فریبنده و مادیگرایی، راه درست و اخلاقی را برای زندگی خود انتخاب کرده و بر آن پافشاری کند.
💡 شخصیتهای داستانهایی که با ویژگیهای پاکدیده شناخته میشوند، معمولاً به عنوان الگوهای اخلاقی برای نسلهای آینده در نوشتههای نویسندگان بزرگ مورد توجه قرار میگیرند.