پاوزار
لغت نامه دهخدا
پاوزار. ( اِ مرکب ) صاحب فرهنگ شعوری گوید تخته ای است که جولاهکان پای برو نهند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) تختهایست که جولاهگان پای برو نهند.
پاوزار. ( اِ مرکب ) صاحب فرهنگ شعوری گوید تخته ای است که جولاهکان پای برو نهند.
( اسم ) تختهایست که جولاهگان پای برو نهند.