پاسیاری

مترادف‌ها

خدمت، خدمتگزاری

فرهنگستان زبان و ادب

{watchman style} [علوم نظامی] روشی درخورتوجه در امور انتظامی که مشخصۀ آن دغدغۀ برقراری نظم در جامعه است و این دغدغه به نیروی انتظامی مشروعیت می دهد تا برای حفظ آرامش جامعه به طور غیررسمی در زندگی روزمرۀ مردم دخالت کند

ویکی واژه

روشی درخورتوجه در امور انتظامی که مشخصۀ آن دغدغۀ برقراری نظم در جامعه است و این دغدغه به نیروی انتظامی مشروعیت می‌دهد تا برای حفظ آرامش جامعه به‌طور غیررسمی در زندگی روزمرۀ مردم دخالت کند.

جمله سازی با پاسیاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نگهبان یا پاسیاری که در دروازه قلعه مستقر بود، وظیفه داشت ورود و خروج افراد را با دقت تمام و شناسایی هویت آن‌ها کنترل کند.

💡 در داستان‌های قدیمی، پاسیاری با وفاداری بسیار بالا از قلمرو پادشاه محافظت می‌کرد و هرگونه تهدید احتمالی را به سرعت به حاکم گزارش می‌داد.

💡 نقش پاسیاری در حفظ امنیت ساختمان‌های حساس و مراقبت از اموال عمومی، همواره یکی از وظایف حیاتی در ساختارهای اجتماعی مختلف بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران