وژگال

لغت نامه دهخدا

وژگال. [ وِ ] ( ص ) در تداول، ژولیده. شوریده. گوریده. درهم برهم. آشفته. مجعد. در مقابل فرخال. خوار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- وژگال بودن ( شدن، کردن ) موی سر؛ آشفته بودن ( شدن، کردن ) آن. مقابل خوار کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز