ولایت بخشیدن
مترادفها
ولایت دادن، اعطا کردن ولایت
متضادها
سلب کردن، عزل کردن
لغت نامه دهخدا
ولایت بخشیدن. [ وَ / وِ ی َ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) عطا کردن ولایت و امارت: سنجر به دارالملک ری بود، ولایت می بخشید. ( سلجوقنامه ظهیری چ خاور صص 45-46 ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) عطاکردن ولایت وامارت: (( سنجر بدارالملک ری بود ولایت می بخشید... ) )
جمله سازی با ولایت بخشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون فقهی و حقوقی، فرآیند ولایت بخشیدن به یک شخص برای مدیریت اموال یا امور مربوط به افراد بیگناه، شرایط بسیار سختگیرانهای دارد.
💡 پدر یا جد پدری، در صورت عدم حضور سایر بستگان، میتواند با رعایت مصلحت کودک، در برخی موارد حق ولایت بخشیدن در امور ضروری را داشته باشد.
💡 انتقال اختیارات از طریق ولایت بخشیدن در قراردادهای رسمی، نیازمند تایید مراجع ذیصلاح و رعایت دقیق تمامی تشریفات قانونی و شرعی موجود است.