امارت داشتن

مترادف‌ها

حکومت کردن، فرمانروایی کردن، حاکم بودن

متضادها

رعیت بودن، تحت سلطه بودن

لغت نامه دهخدا

امارت داشتن. [ اِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) فرمانروا بودن. امیر بودن. فرماندهی و سرداری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - امیر بودن فرمانروا بودن. ۲ - فرمانده بودن سردار بودن.

جمله سازی با امارت داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ادارهٔ گردشگری و فرهنگ ابوظبی در فوریهٔ ۲۰۱۲ تأسیس شد و ادارهٔ فرهنگ و میراث فرهنگی امارت ابوظبی در همان زمان در آن ادغام شد. این ادغام توسط خلیفه بن زاید آل نهیان و با هدف داشتن یک سازمان واحد حاکم بر همهٔ جنبه‌های گردشگری انجام شد.

💡 در دوران باستان، امارت داشتن بر مناطق مرزی و مدیریت امور مالیاتی آن‌ها، مستلزم داشتن قدرت نظامی بالا و وفاداری کامل به پادشاه بود.

💡 تاریخ حکایت‌های بسیاری از امیرانی دارد که با امارت داشتن بر سرزمین‌های وسیع، توانستند تمدن‌ها و فرهنگ‌های ماندگاری را در جهان بنا نهند.

💡 سیاست‌های خارجی برخی کشورها در گذشته بر پایه امارت داشتن بر قبایل مختلف و ایجاد اتحادهای استراتژیک برای حفظ قدرت شکل گرفته بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران