وفاز
مترادفها
پیروز شد، موفق شد، رستگار شد
متضادها
شکست خوردن، باختن، ناکام ماندن
لغت نامه دهخدا
وفاز. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وفز، به معنی شتابی و شتاب. ( اقرب الموارد ). رجوع به وفز شود.
پیروز شد، موفق شد، رستگار شد
شکست خوردن، باختن، ناکام ماندن
وفاز. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وفز، به معنی شتابی و شتاب. ( اقرب الموارد ). رجوع به وفز شود.