لغت نامه دهخدا
وفض. [ وَ / وَ ف َ ] ( ع اِمص، اِ ) شتابی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). عجله. ( اقرب الموارد ). ج، اوفاض. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وفز شود. و اوفاض به معنی گروه مردم از هر جنس یا از هر قبایل درآمیخته نیز آمده. || ( مص ) دویدن و شتاب رفتن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
وفض. [ وَ ف َ ] ( ع اِ ) آنچه برآن گوشت بُرند و پاره پاره سازند. ج، اوفاص. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).