صورت نوعی

لغت نامه دهخدا

صورت نوعی. [ رَ ت ِ ن َ / نُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صورت نوعیه. جوهر حال است در هیولای ثانی و آن جوهریست داخل در جسم و مبداء بود آثار آنراچون روشنائی و سوزندگی و بدین صورت است که نوع اجسام مختلف شود. جوهریست بسیط که وجود آن بالفعل تمام نشود بدون آنچه در آن حلول یابد. ( تعریفات جرجانی ).

فرهنگ فارسی

یا صوره نوعیه

جمله سازی با صورت نوعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخای اوست به نوعی که صورت نوعی رسد مقارن دستش به جوهر کانی

💡 گل‌های آنها اصولاً فاقد پوشش واقعی – یک پایه یا دو پایه است. مجموعه گل‌های نر آن‌ها به صورت نوعی سنبلهٔ دراز (شاتون) در انتهای شاخه‌های جوانی که طول زیادتری دارند ظاهر می‌شوند ولی گل‌های ماده سنبله‌های کوچکی را تشکیل می‌دهند که در راس شاخه‌های کوتاه گیاه قرار دارند برخی از گونه‌های دم‌اسب‌درختی به علت ظاهر زیبایی که دارند به صورت درختان زینتی پرورش می‌یابند.

💡 گل‌های آنها اصولاً فاقد پوشش واقعی – یک پایه یا دوپایه است. مجموعه گل‌های نر آن‌ها به صورت نوعی سنبلهٔ دراز (شاتون) در انتهای شاخه‌های جوانی که طول زیادتری دارند ظاهر می‌شوند ولی گل‌های ماده سنبله‌های کوچکی را تشکیل می‌دهند که در راس شاخه‌های کوتاه گیاه قرار دارند برخی از گونه‌های دم‌اسب‌درختی به علت ظاهر زیبایی که دارند به صورت درختان زینتی پرورش می‌یابند.

💡 گلستان در مقدمه کتاب خروس قصدش از نگارش این داستان را نشان دادن روزگار خودش و شناختش از آن دانسته‌است. او در نامه‌اش به سردبیر نشریهٴ گردون گفته داستان را پیش از انقلاب به صورت نوعی پیش‌بینی، نشان دادن نزدیکی و لزوم رخ دادن آن نوشته‌است.

💡 مخالفان برده‌داری، تن‌فروشی را به خودی خود فارغ از نمونه‌های منحصربه‌فرد خشونت یا خشونتی که بیشتر زنان به‌طور تاریخی در تن‌فروشی متحمل آن شده‌اند، به صورت نوعی خشونت مردانه علیه زنان و کودکان

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فنرباغچه یعنی چه؟
فنرباغچه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز