لغت نامه دهخدا
وظر. [ وَ ظَ ] ( ع مص ) فربه گردیدن و پرگوشت شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
وظر. [ وَ ظِ ] ( ع ص ) پرگوشت فربه و آنکه ران و شکم وی پرگوشت باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
وظر. [ وَ ظَ ] ( ع مص ) فربه گردیدن و پرگوشت شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
وظر. [ وَ ظِ ] ( ع ص ) پرگوشت فربه و آنکه ران و شکم وی پرگوشت باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
پر گوشت فربه و آنکه ران و شکم وی پر گوشت باشد