وضائح
مترادفها
روشن، آشکار، واضح، نمایان
متضادها
مبهم، پنهان، گنگ
لغت نامه دهخدا
وضائح. [ وَءِ ] ( ع اِ ) ج ِ وضیحة. ( منتهی الارب ). به معنی چارپایان. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وضیحة شود.
روشن، آشکار، واضح، نمایان
مبهم، پنهان، گنگ
وضائح. [ وَءِ ] ( ع اِ ) ج ِ وضیحة. ( منتهی الارب ). به معنی چارپایان. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وضیحة شود.