ورقات
مترادفها
برگها، صفحات
لغت نامه دهخدا
ورقات. [ وَ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ ورقة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به ورقه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع ورقه: چون خزان وفات ورقات آن گلستان برخاک ریخت... این سه بیت در مرثیه پرداخت.
برگها، صفحات
ورقات. [ وَ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ ورقة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به ورقه شود.
( اسم ) جمع ورقه: چون خزان وفات ورقات آن گلستان برخاک ریخت... این سه بیت در مرثیه پرداخت.