خرچ خرچ

لغت نامه دهخدا

خرچ خرچ. [ خ ِ رِ خ ِ رِ] ( اِ صوت ) حکایت صوت جویدن چیزی تر و زفت چون خیارو مانند آن. نام آواز چیزی چغر چون خربزه خام و نارسیده و مانند آن زیر دندان. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حکایت صوت جویدن چیزی تر و زفت چون خیار و مانند آن نام آواز چیزی چغر چون خربزه خام و نارسیده و مانند آن زیر دندان.

جمله سازی با خرچ خرچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولین برنامه ماستری حقوق در پوهنتون کابل که در آینده نزدیک آغاز خواهد شد، یکی از مهم‌ترین میراث‌های حمیده برمکی برای فاکولته حقوق جای که وی تا سال ۲۰۱۱ درآنجا آموزش دیده بود، می‌باشد. حمیده برمکی این برنامه را یک فرصت عالی برای انکشاف نخبگان و حقوقدانان ممتاز در داخل کشور می‌دید و تمام بازیگران را متقاعد ساخت تا برای تحقق آن تلاش‌های لازم و مشترک به خرچ دهند.

💡 خرچ رهم زان کف دریا اثر گرم روان کرد دو کشتی زر

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز