ورزدن

لغت نامه دهخدا

ورزدن. [ وَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گریستن کودک با آواز بلند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). گریه شدید کردن.
ورزدن. [ وِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، پی درپی سخن بیهوده گفتن. سخن دراز گفتن. پرحرفی کردن. وراجی کردن. بسیار گفتن. پرگفتن. لاف زدن.

فرهنگ معین

(وِ. زَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) پرحرفی کردن، وراجی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پر حرفی کردن وراجی کردن.

سوفلور یعنی چه؟
سوفلور یعنی چه؟
الحمد لله یعنی چه؟
الحمد لله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز