ورافتاده
مترادفها
مایل، شیبدار، فرو افتاده
لغت نامه دهخدا
ورافتاده. [ وَ اُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) منسوخ. که باب نیست. از باب افتاده. از مد افتاده.
فرهنگ فارسی
منسوخ که باب نیست از باب افتاده
مایل، شیبدار، فرو افتاده
ورافتاده. [ وَ اُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) منسوخ. که باب نیست. از باب افتاده. از مد افتاده.
منسوخ که باب نیست از باب افتاده