واریسیدن
مترادفها
به ارث بردن، میراث بردن، رسیدن
لغت نامه دهخدا
واریسیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بازکردن رشته را. مقابل رشتن و ریسیدن. ریسیده را باز کردن. و رجوع به ریسیدن شود.
به ارث بردن، میراث بردن، رسیدن
واریسیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بازکردن رشته را. مقابل رشتن و ریسیدن. ریسیده را باز کردن. و رجوع به ریسیدن شود.