هیاهیا
مترادفها
سر و صدا، غوغا، جنجال، همهمه، شلوغ، قشقرق، هیاهو
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
هیاهیا. [ هََ ی ْ یا هََ ی ْ یا ] ( ع اِ فعل ) کلمه ای است که بدان زجر کنند. ( منتهی الارب ). از اسماء افعال است به معنی بشتاب. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کلمه است که بدان زجر کنند از اسمائ افعال است بمعنی بشتاب
جمله سازی با هیاهیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی خبر پیروزی تیم ملی فوتبال در دقیقه نود منتشر شد، هیاهیا و شادی بیامانی در تمام کوچه و خیابانهای شهر پیچید و همه مردم از خوشحالی فریاد میکشیدند.
💡 در میان هیاهیا و همهمه جمعیت که برای اعتراض به افزایش قیمتها در میدان اصلی شهر جمع شده بودند، شنیدن صدای رهبر گروه بسیار دشوار به نظر میرسید.
💡 با ورود شخصیت اصلی به سالن نمایش، هیاهیا و تشویقهای بیوقفهی تماشاگران فضا را پر کرد و همه مشتاق بودند تا نمایش مورد انتظار خود را شروع ببینند.