لغت نامه دهخدا
هم پیالگی. [ هََ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) حریف شراب شدن. با هم پیاله نوشیدن. || در تداول یعنی نزدیکی و صمیمیت، چنانکه دو دوست با یکدیگر پیاله ای می گیرند. رجوع به هم پیاله شود.
هم پیالگی. [ هََ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) حریف شراب شدن. با هم پیاله نوشیدن. || در تداول یعنی نزدیکی و صمیمیت، چنانکه دو دوست با یکدیگر پیاله ای می گیرند. رجوع به هم پیاله شود.
هم پیاله بودن.