هردومان

واژه‌ای که ریشه در زبان عربی دارد، به نوعی دانهٔ گیاهی اطلاق می‌شود که در میان مزارع گندم و جو روییده و از دید کشاورزان، گیاهی میان‌واسط میان این دو غله شناخته می‌شود. در برخی منابع کهن فارسی، از جمله برهان قاطع، واژهٔ «قرطمان» نیز برای اشاره به آن به‌کار رفته است. این دانه از لحاظ شکل و اندازه، نه به‌تمامی به گندم شباهت دارد و نه کاملاً به جو؛ بلکه اندازه‌اش میانهٔ این دو است و از همین رو در متون کهن، نمادی از «میانه‌روی» و «اعتدال» دانسته شده است.

در گذشته، کشاورزان شرق ایران و نواحی خراسان، هرطمان را به‌عنوان علفی خودرو و خودرو در میان مزارع خود می‌شناختند. این گیاه معمولاً بدون کاشت عمدی می‌رویید، اما در برخی مناطق از آن به‌صورت محدود بهره‌برداری می‌کردند. دانه‌های هرطمان را گاهی در خوراک دام به‌کار می‌بردند و در برخی گزارش‌های تاریخی آمده است که در دوره‌هایی از قحطی، مردم از آرد آن برای پخت نان نیز بهره می‌گرفتند؛ هرچند کیفیت و طعم آن در مقایسه با آرد گندم چندان مطبوع نبود.

از دیدگاه زبان‌شناسی و ریشه‌شناسی، واژهٔ هرطمان در متون فارسی قدیم نمونه‌ای از واژگان دخیل عربی است که در حوزهٔ کشاورزی و گیاهان زراعی به‌کار رفته‌اند. این واژه در گذر زمان کاربرد خود را از دست داده و امروزه تنها در فرهنگ‌نامه‌های تاریخی و لغت‌نامه‌های جامع مانند لغت‌نامهٔ دهخدا باقی مانده است. بررسی چنین واژگانی، ما را با لایه‌های زبانی و زیست‌فرهنگی روزگار گذشته آشنا می‌سازد و نشان می‌دهد چگونه زبان فارسی واژگان بیگانه را جذب، فارسی‌سازی و در ساختار خود جای داده است.

فرهنگ عمید

= هرطمان