هرتوقی
لغت نامه دهخدا
هرتوقی. [ هَُ ] ( معرب، ص ) کفرآمیز. شرک آمیز. معرب هرتیک از زبان فرانسه. ( از دزی ج 2 ).
فرهنگ فارسی
کفر آمیز شرک آمیز
جمله سازی با هرتوقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون تاریخی قدیمی، عناوین هرتوقی برای اشرافزادگانی که قلمروهای مستقل اما تحت حمایت پادشاهی داشتند، به کار میرفت تا جایگاه سیاسی آنها را مشخص کند.
💡 حاکم آن منطقه با استفاده از اختیارات هرتوقی خود، قوانین خاصی را برای اداره امور داخلی شهر و جمعآوری مالیات از بازرگانان وضع کرد.
💡 میراث هرتوقی آن خانواده با گذشت قرنها تغییر کرد، اما همچنان در اسناد حقوقی و رسمی آن دوران، ردی از شکوه و عظمت آنها دیده میشود.