هبنکه

واژه «هبنکه» در متون کهن عربی و فارسی به عنوان صفتی برای توصیف افراد کم‌خرد، سست‌اراده یا ناتوان در رفتار و اندیشه به کار رفته است و بیشتر بار معنایی منفی دارد. این واژه در حالت مؤنث، برای اشاره به زنی استفاده می‌شده که از نظر عقل یا رفتار ساده‌لوح، ناآگاه یا کم‌درایت دانسته می‌شده است. در برخی کاربردها، هبنکه به زنی گفته می‌شده که رفتارهای سبک، بی‌فکر یا حتی سخن‌چینی از او سر می‌زده است و به همین دلیل در متون قدیمی با مفهوم نکوهشی همراه بوده است. در حالت مذکر نیز این واژه برای مردی به کار می‌رفته که تنبل، کسل یا فاقد انگیزه و فعالیت بوده و در انجام کارها سستی نشان می‌داده است. بنابراین، این واژه تنها به جنسیت خاصی محدود نیست و بسته به کاربرد، هم برای زنان و هم برای مردان به کار می‌رفته است. در مجموع، هبنکه مفهومی کلی از ضعف فکری، سستی رفتاری و گاه ناپختگی شخصیتی را در بر می‌گیرد. این واژه در متون ادبی و لغوی قدیم دیده می‌شود و در زبان امروزی کاربرد رایج ندارد. بار معنایی آن بیشتر تحقیرآمیز بوده و برای توصیف ویژگی‌های منفی شخصیتی استفاده می‌شده است. در نتیجه، هبنکه به فردی گفته می‌شود که از نظر رفتار یا اندیشه دچار سستی، نادانی یا بی‌تحرکی باشد. این واژه امروزه بیشتر جنبه تاریخی و لغوی دارد و در گفتار روزمره به کار نمی‌رود.

لغت نامه دهخدا

( هبنکة ) هبنکة. [ هََ ن َ ک َ ] ( ع ص ) مؤنث هبنک. رجوع به هَبَنَّکَة شود.
هبنکة. [ هََ ب َن ْ ن َ ک َ ] ( ع ص ) مؤنث هَبَنَّک. زن احمق ضعیف. ( ناظم الاطباء ) ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). زن گول سست. ( منتهی الارب ). || زن سخن چین. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )( معجم متن اللغة ). هَبنَکَة. ( معجم متن اللغة ). || مرد باکسالت. ( ناظم الاطباء ). مرد کسلمند. ( منتهی الارب ). کسلان. تنبل. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ): رجل هبنکة؛ یعنی مرد تنبل. ( اقرب الموارد ).

کفش دوزک یعنی چه؟
کفش دوزک یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز