نهیده

مترادف‌ها

گذاشته شده، قرار داده شده

متضادها

برداشته، کنده

لغت نامه دهخدا

( نهیدة ) نهیدة. [ ن َ دَ ] ( ع اِ ) مغز دانه حنظل که به آرد ترتیب دهند و خورند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آن طعام که از دانه خرما و حنظل و آرد سازند. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

مغز دانه حنظل که به آرد ترتیب دهند و خورند ٠ آن طعام که از دانه خرما و حنظل و آرد سازند ٠

جمله سازی با نهیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او تمام تلاش خود را در این پروژه بزرگ نهیده بود تا بتواند جایگاه شغلی خود را در این شرکت بین‌المللی تثبیت کرده و پیشرفت کند.

💡 کتابی که نویسنده با دقت بسیار زیاد در کتابخانه مرکزی نهیده است، شامل تحلیل‌های عمیقی از تاریخ و فرهنگ کشورهای شرقی می‌باشد.

💡 پس از اینکه تمام اسناد و مدارک لازم را بر روی میز نهیده بود، با آرامش منتظر پاسخ نهایی هیئت مدیره برای درخواست خود ماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران