نهیبیدن
مترادفها
فریاد زدن، بانگ زدن، نعره کشیدن، بانگ برآوردن
متضادها
سکوت کردن، آرام گرفتن
لغت نامه دهخدا
نهیبیدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) ترسیدن. هراسیدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نهیب شود. || بیم کردن. ترسانیدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نهیب شود.
فرهنگ فارسی
ترسیدن ٠ هراسیدن ٠ یا بیم کردن ٠ ترسانیدن ٠