نهادیدن
مترادفها
گذاشتن، قرار دادن، استقرار دادن، پیریزی کردن
متضادها
برداشتن، برچیدن، ویران کردن
لغت نامه دهخدا
نهادیدن. [ ن َدی دَ ] ( مص ) ترسیدن. هراسیدن. ( ناظم الاطباء ) ( ؟ ).
گذاشتن، قرار دادن، استقرار دادن، پیریزی کردن
برداشتن، برچیدن، ویران کردن
نهادیدن. [ ن َدی دَ ] ( مص ) ترسیدن. هراسیدن. ( ناظم الاطباء ) ( ؟ ).