نقطۀ انفجار

مترادف‌ها

نقطه انفجار، محل انفجار

متضادها

نقطۀ فروکش، نقطۀ آرامش

فرهنگستان زبان و ادب

{shotpoint, source point, SP} [ژئوفیزیک] محلی که چشمۀ لرزه در آن واقع شده است متـ. چشمهگاه

جمله سازی با نقطۀ انفجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دانشمندان فیزیک در حال مطالعه بسیار دقیق بر روی نقطۀ انفجار بزرگ هستند تا بفهمند جهان چگونه از یک حالت بسیار فشرده آغاز شد.

💡 در این تحلیل سیاسی، انفجار اعتراضات مردمی به عنوان نقطۀ انفجار اصلی برای تغییر ساختارها و سقوط دولت‌های مستبد شناخته می‌شود.

💡 مهندسان شیمی باید با دقت بسیار بالا، نقطۀ انفجار مواد حساس را در آزمایشگاه مشخص کنند تا از بروز هرگونه حادثه ناگوار جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران