چال انفجار
مترادفها
گودال انفجار، حفره انفجار
فرهنگستان زبان و ادب
{shot hole/ shothole} [ژئوفیزیک] چالی که در آن مادۀ منفجره قرار داده می شود
ویکی واژه
چالی که در آن مادۀ منفجره قرار داده میشود.
جمله سازی با چال انفجار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از وقوع آن انفجار مهیب در سایت معدن، یک چال انفجار بسیار عمیق و گسترده در سطح زمین ایجاد شد که ساختار منطقه را تغییر داد.
💡 تیمهای مهندسی با استفاده از تجهیزات پیشرفته، شروع به بررسی دقیق چال انفجار کردند تا علت اصلی وقوع این حادثه ناگوار را در لایههای زمین بیابند.
💡 مهندسان پروژه برای نقشهبرداری از چال انفجار ایجاد شده در محل عملیات، از پهپادهای مجهز به دوربینهای سهبعدی برای ثبت دقیق جزئیات محیطی استفاده کردند.