نقش پذیرنده
مترادفها
نقش پذیرا
متضادها
نقش دهنده، نقش فعال
لغت نامه دهخدا
نقش پذیرنده. [ ن َ پ َ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نقش پذیر: نبینی که موم نقش پذیرنده تر از سنگ است. ( منتخب قابوسنامه ص 8 ).
فرهنگ فارسی
نقش پذیر
نقش پذیرا
نقش دهنده، نقش فعال
نقش پذیرنده. [ ن َ پ َ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نقش پذیر: نبینی که موم نقش پذیرنده تر از سنگ است. ( منتخب قابوسنامه ص 8 ).
نقش پذیر