لغت نامه دهخدا
عذر پذیرنده. [ ع ُ پ َ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه عذر کس پذیرد. که پوزش قبول کند:
بپذیر نصیحت بطلب حکمت دین را
ای عذر پذیرنده از این گنبد غدار.ناصرخسرو.
عذر پذیرنده. [ ع ُ پ َ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه عذر کس پذیرد. که پوزش قبول کند:
بپذیر نصیحت بطلب حکمت دین را
ای عذر پذیرنده از این گنبد غدار.ناصرخسرو.
آنکه عذر کس پذیرد پوزش که قبول کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خام کن پخته تدبیرها عذر پذیرنده تقصیرها
💡 عیب نهان دار هنر پروران عذر پذیرنده عذر آوران