نظر برگرفتن
مترادفها
بازپسگیری نظر، عقبنشینی از دیدگاه
متضادها
نظر دادن، اعلام کردن
لغت نامه دهخدا
نظر برگرفتن. [ ن َ ظَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) چشم برداشتن. نگاه نکردن. چشم پوشیدن:
نظر از تو برنگیرم همه عمر تا بمیرم
که تو در دلم نشستی و سرمقام داری.سعدی.تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است بر گرفتن نظر از چنین جمالی.سعدی.
فرهنگ فارسی
چشم برداشتن ٠ نگاه نکردن ٠ چشم پوشیدن٠
جمله سازی با نظر برگرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تصمیم برای نظر برگرفتن از توافقنامه، باعث ایجاد تنشهای دیپلماتیک بسیار شدیدی میان دو کشور همسایه در منطقه جغرافیایی خاورمیانه گردید.
💡 مقام مسئول پس از مواجهه با حقایق تلخ و مستند، در نهایت به نظر برگرفتن از تصمیم خود مبنی بر لغو پروژههای عمرانی رسید.
💡 یکی از دشوارترین کارها برای یک سیاستمدار پرطرفدار، نظر برگرفتن از وعدههای انتخاباتی است که پیشتر به مردم داده است.