نظر گماشتن

لغت نامه دهخدا

نظر گماشتن. [ ن َ ظَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نگریستن. نگاه کردن. روی کردن:
بر زهره نظر گماشت اول
گفت ای به تو بخت را معول.نظامی.این زمان در تنعمی است که چرخ
می نیارد براو گماشت نظر.ظهیر ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نگریستن ٠ نگاه کردن ٠ روی کردن ٠

جمله سازی با نظر گماشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رهبر که ولایت مطلق دارد، سیاست‌های کلیِ نظام و نظارت بر حسن اجرای آن را بر عهده دارد و از جمله وظیفه‌های او گماشتن برخی سمت‌های اساسی کشور است.

💡 بنابراين، عذرى در ترك اهتمام و همّت گماشتن نسبت به اين امر براى تو باقى نمىماند.

💡 عباسیان پس از پیروزی بر بنی امیه، فرمانداری عراق را برهم زدند و روش گماشتن فرمانداران جداگانه برای مناطق جداگانه را از سر گرفتند.

💡 نخست‌وزیر اعضای مجلس نمایندگان یا سنا را برای پست وزارت پیشنهاد می‌کند و فرماندار کل، گماشتن نخست‌وزیر و وزرا را تایید می‌کند.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز