نطق کردن
مترادفها
سخن گفتن، صحبت کردن
متضادها
سکوت کردن
لغت نامه دهخدا
نطق کردن. [ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، سخنرانی کردن. سخن گفتن در انجمنی یا مجلسی برای گروهی. || خطبه خواندن. ( از آنندراج از سفرنامه شاه ایران ).
فرهنگ فارسی
در تداول: سخنرانی کردن. سخن گفتن در انجمنی یا مجلسی برای گروهی. یا خطبه خواندن.
جمله سازی با نطق کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در جلسه بسیار با اعتماد به نفس نطق کرد و توانست تمام نظرات و ایدههای پیچیده خود را برای اعضای هیئت مدیره کاملاً توضیح دهد.
💡 سخنران بزرگ توانست با نطق کردن بسیار دقیق و با استفاده از کلمات فاخر، توجه تمامی حاضران در سالن بزرگ کنفرانس را به خود جلب کند.
💡 باید یاد بگیریم که هنگام نطق کردن در مقابل جمع، آرامش خود را حفظ کرده و با صدایی رسا و واضح با مخاطبان خود صحبت کنیم.