واگویه کردن

مترادف‌ها

خودگویی، با خود حرف زدن

متضادها

گفتگو کردن

لغت نامه دهخدا

واگویه کردن. [ ی َ/ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکرار کردن سخن کسی را. بازگفتن حرف شنیده را. تکرار کردن سخنی و بیشتر سخنی که گفتن آن مطبوع نیست. دوباره گفتن. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تکرارکردن سخن شنیده را.

جمله سازی با واگویه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعر او دارای نظمی هندسی ست و معماری تنظیم شده‌ای دارد. واگویه‌های چند ساحتی که بسیاری از شعرهایش را به آثاری چند صدایی بدل کرده‌است.

💡 بر اساس نوشته‌های احمد اقتداری از دریای پارس تا دریای چین ۱۳۶۴، ایرج افشار سیستانی در کتاب جغرافیای تاریخی دریای پارس ۱۳۷۶ و حسین نوربخش در کتاب جزیره قشم و خلیج فارس ۱۳۶۹ کهن‌ترین نام پهنه دریایی بین عمان فعلی و هند، دریای ارترا یا ایرترا یا دریای اریتره بوده‌است این نام چون از منابع مکتوب یونانی به ما رسیده واگویه‌های مختلفی از آن شده‌است.

💡 در شعر امیدی علاوه بر مسائل جنگ و ادبیات پایداری که در کمال استادی سروده شده، می‌توان شعر آیینی، تاریخ، جامعه‌شناسی، و مردم‌شناسی، طبیعت واگویه‌های تغزل آمیز و گاه گلایه‌های حسرت برانگیز را مشاهد کرد.

💡 نویسندگان بزرگ معمولاً از تکنیک واگویه کردن برای نمایش تضادهای درونی شخصیت‌های خود و بیان افکار پنهانی که نمی‌توانند به دیگران بگویند، استفاده می‌کنند.

💡 روان‌شناسان معتقدند که واگویه کردن افکار و احساسات در تنهایی می‌تواند به کاهش سطح استرس و بهبود سلامت روان در افراد بسیار کمک کند.

💡 او در حالی که در اتاق تاریک نشسته بود، شروع به واگویه کردن خاطرات تلخ گذشته کرد که باعث شد اشک از چشمانش جاری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران