ناگهانه
مترادفها
ناگهان، ناگهانی، بیمقدمه
متضادها
آرام، آهسته، تدریجی، کمکم
لغت نامه دهخدا
ناگهانه. [ گ َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ناگهانی.
- بلای ناگهانه؛بلائی که بی خبر و یک دفعه روی دهد. ( ناظم الاطباء ).
ناگهان، ناگهانی، بیمقدمه
آرام، آهسته، تدریجی، کمکم
ناگهانه. [ گ َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) ناگهانی.
- بلای ناگهانه؛بلائی که بی خبر و یک دفعه روی دهد. ( ناظم الاطباء ).