ناواستوار
مترادفها
ناپایدار، متزلزل، لرزان
متضادها
استوار، ثابت، پایا
لغت نامه دهخدا
ناواستوار. [ اُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) استوار نیروی دریائی. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به ناو به معنی کشتی جنگی شود.
فرهنگ عمید
کسی که در نیروی دریایی خدمت می کند و درجۀ او مطابق درجۀ استوار در نیروی زمینی است.