لغت نامه دهخدا
ناوبان. ( اِ مرکب ) ملاح. کشتی بان:
بدان ناوبان گفت فیروزشاه
که کشتی برافکن هم اکنون به راه.فردوسی.|| ستوان نیروی دریائی. ( لغات فرهنگستان ). یکی از درجات نیروی دریائی مطابق ستوان در ارتش.
ناوبان. ( اِ مرکب ) ملاح. کشتی بان:
بدان ناوبان گفت فیروزشاه
که کشتی برافکن هم اکنون به راه.فردوسی.|| ستوان نیروی دریائی. ( لغات فرهنگستان ). یکی از درجات نیروی دریائی مطابق ستوان در ارتش.
(اِمر. ) کشتی بان.
افسر نیروی دریایی، نظیر ستوان در نیروی زمینی.
( اسم ) ۱ - کشتی بان ملاح.۲ - ستوان نیروی دریایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مرحلهٔ نخست این بازی به نام لمس دلهره، بازیباز در نقش یکی از خدمه یک کشتی تجاری ایرانی ایفای نقش خواهد کرد که در پایان توسط دزدان دریایی کشته خواهد شد. در سایر مراحل بازی بازیکن در نقش ناوبان شفیعی در تیم عملیاتی فاتح حضور خواهد یافت.
💡 ماه ژانویه سال ۱۹۴۳، درحالیکه تعمیرات اساسی گستردهای بر روی او-۶۸ در حال انجام بود، ناخدا سوم مرتن جایگاه فرماندهی این او-بوت را ترک کرد. ناوبان یکم آلبرت لاوتسمیس، افسر نخست او-بوت، فرماندهی او-۶۸ را بر عهده گرفت.
💡 او-۳۰ با تکمیل ساخت در پاییز سال ۱۹۳۶، یکی از نخستین او-بوتهای نوع ۷ بود که وارد خدمت در کریگسمارینه شد. این او-بوت به فرماندهی ناوبان یکم فریتس-یولیوس لمپ، جزو هجده او-بوتی بود که ماه اوت سال ۱۹۳۹ فرمان به استقرار در نزدیکی آبهای بریتانیا گرفت.