لغت نامه دهخدا
ناهرگزی. [هََ گ ِ ] ( ص نسبی ) فانی. مقابل هرگزی، به معنی جاودانی و باقی و پایدار. رجوع به هرگزی شود:
اندراین ناهرگزی از بهر آن آوردمان
تا بیلفنجیم از اینجا ملک و مال هرگزی.ناصرخسرو.
ناهرگزی. [هََ گ ِ ] ( ص نسبی ) فانی. مقابل هرگزی، به معنی جاودانی و باقی و پایدار. رجوع به هرگزی شود:
اندراین ناهرگزی از بهر آن آوردمان
تا بیلفنجیم از اینجا ملک و مال هرگزی.ناصرخسرو.
ناپایدار، فانی: اندراین ناهرگزی از بهر آن آوردمان / تا بیلفنجیم از اینجا مال و ملک هرگزی (ناصرخسرو: ۴۲۰ ).